این سوره مملو از سر گذشت انسانهایی است که در گذشته زندگی میکردند و به دلیل ظلم و ستمهایی که انجام میدادند به عذاب گرفتار شدند به جز افراد با ایمان که خداوند به واسطه فضل و رحمتش آنها از عذاب نجات بخشید و به سعادت رساند .

این مقدمه ایست که خوشبختی و بدبختی انسان رو برایش ترسیم میکند و بسیار رسا بیان شده  است . امیدوارم که همیشه قرآنی باشید .

(آیه ۱۰۵)- سعادت و شقاوت! در آیات گذشته اشاره‏اى به مسأله قیامت و اجتماع همه مردم در آن دادگاه بزرگ شده بود. در اینجا گوشه‏اى از سرنوشت مردم را در آن روز بیان کرده، نخست مى‏گوید: «هنگامى که آن روز فرا رسد هیچ کس جز به اراده پروردگار سخن نمى‏گوید»

مردم در آن روز مراحل مختلفى را مى‏پیمایند که هر مرحله ویژگیهایى دارد، در پاره‏اى از مراحل هیچ گونه پرسش و سؤالى از آنها نمى‏شود و حتى مهر بر دهانشان مى‏نهند، فقط اعضاى پیکرشان که آثار اعمال را در خود حفظ کرده‏اند با زبان بى‏زبانى سخن مى‏گویند، اما در مراحل دیگر قفل از زبانشان برداشته مى‏شود و به اذن خداوند به سخن مى‏آیند و به گناهان خود اعتراف مى‏کنند و خطاکاران یکدیگر را ملامت مى‏نمایند بلکه سعى دارند گناه خویش را بر گردن دیگرى نهند! به هر حال در پایان آیه اشاره به تقسیم همه مردم به دو گروه کرده، مى‏گوید:

«گروهى در آنجا شقى و گروهى سعیدند، گروهى خوشبخت و گروه دیگرى بدبختند» .

این شقاوت و آن سعادت چیزى جز نتیجه اعمال و کردار و گفتار و نیات انسان در دنیا نیست.

(آیه ۱۰۶)- سپس حالات شقاوتمندان و سعادتمندان را در عبارات فشرده و گویایى چنین شرح مى‏دهد: «اما آنها که شقاوتمند شدند در آتش دوزخ «زفیر» و «شهیق» دارند و ناله و نعره و فریاد سر مى‏دهند» .

و این هر دو صداى فریاد و ناله کسانى است که از غم و اندوه ناله سر مى‏دهند، ناله‏اى که تمام وجود آنها را پر مى‏کند و نشانه نهایت ناراحتى و شدت عذاب است.

(آیه ۱۰۷)- و اضافه مى‏کند: «آنها جادوانه در آتش خواهند ماند تا زمانى که آسمانها و زمین برپاست» .

«مگر آنچه پروردگارت اراده کند» .

«چرا که خداوند هر کارى را اراده کند انجام مى‏دهد» .

(آیه ۱۰۸)- «و اما آنها که سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست» .

«مگر آنچه پروردگار تو اراده کند».

«این بخشش و عطیه‏اى است که هرگز از آنان قطع نمى‏شود» .

اسباب سعادت و شقاوت‏

- سعادت که گم شده همه انسانهاست بطور خلاصه عبارتست از فراهم بودن اسباب تکامل براى یک فرد یا یک جامعه، و نقطه مقابل آن شقاوت و بدبختى است که عبارت از نامساعد بودن شرایط پیروزى و پیشرفت و تکامل است.

ولى باید توجه داشت که پایه اصلى سعادت و شقاوت، اراده و خواست خود انسان است اوست که مى‏تواند وسائل لازم را براى ساختن خویش و حتى جامعه‏اش فراهم سازد، و اوست که مى‏تواند با عوامل بدبختى و شقاوت به مبارزه برخیزد و یا تسلیم آن شود.

در منطق انبیاء سعادت و شقاوت چیزى نیست که در درون ذات انسان باشد، و حتى نارسائیهاى محیط و خانوادگى و وراثت در برابر تصمیم و اراده خود انسان، قابل تغییر و دگرگونى است، مگر این که ما اصل اراده و آزادى انسان را انکار کنیم و او را محکوم شرایط جبرى بدانیم و سعادت و شقاوتش را ذاتى و یا مولود جبرى محیط و مانند آن بدانیم که این نظر بطور قطع در مکتب انبیاء و همچنین مکتب عقل محکوم است.

جالب این که در روایاتى که از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و ائمه اهل بیت علیهم السّلام نقل شده، انگشت روى مسائل مختلفى به عنوان اسباب سعادت یا اسباب شقاوت گذارده شده که مطالعه آنها انسان را به طرز تفکر اسلامى در این مسأله مهم، آشنا مى‏سازد و به جاى این که براى رسیدن به سعادت و فرار از شقاوت به دنبال مسائل خرافى و پندارها و سنتهاى غلط برود به دنبال واقعیات عینى و اسباب حقیقى سعادت خواهد رفت.

امام صادق علیه السّلام از جدش امیر مؤمنان علیه السّلام چنین نقل مى‏کند: «حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگى انسان با عمل سعادتمندانه‏اى پایان پذیرد و حقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله عمر با عمل شقاوتمندانه‏اى خاتمه یابد».

و نیز پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: «چهار چیز از اسباب سعادت و چهار چیز از اسباب شقاوت است .اما آن چهار چیز که از اسباب سعادت است: همسر صالح، خانه وسیع، همسایه شایسته و مرکب خوب است.

و چهار چیز که از اسباب شقاوت است: همسایه بد و همسر بد و خانه تنگ و مرکب بد است».

اگر اسبابى را که براى سعادت و شقاوت در دو حدیث بالا ذکر شده با توجه بر عینیّت همه آنها و نقش مؤثرشان در زندگى بشر با اسباب و نشانه‏هاى خرافى که حتى در عصر ما، عصر اتم و فضا گروه زیادى به آن پایبندند مقایسه کنیم به این واقعیت مى‏رسیم که تعلیمات اسلام تا چه حد منطقى و حساب شده است.

هنوز بسیارند کسانى که نعل اسب را سبب خوشبختى، روز سیزده را سبب بدبختى. پریدن از روى آتش را در بعضى از شبهاى سال سبب خوشبختى، و آواز خواندن مرغ را سبب بدبختى. پاشیدن آب را پشت سر مسافر سبب خوشبختى و رد شدن زیر نردبان را سبب بدبختى، و حتى آویزان کردن خرمهره را به خود یا به وسیله نقلیه سبب خوشبختى و عطسه را نشانه بدبختى در انجام کار مورد نظر مى‏دانند و امثال این خرافات که در شرق و غرب در میان اقوام و ملل مختلف فراوان است.

و چه بسیار انسانهایى که بر اثر گرفتار شدن به این خرافات از فعالیت در زندگى بازمانده‏اند و گرفتار مصیبتهاى فراوانى شده‏اند.

اسلام بر تمام این پندارهاى خرافى قلم سرخ کشیده و سعادت و شقاوت انسان را در فعالیتهاى مثبت و منفى و نقاط قوت و ضعف اخلاقى و برنامه‏هاى عملى و طرز تفکر و عقیده هر کس مى‏داند.

روی لینک های زیر کلیک کنید…

سوره هود – آیه های ۱ تا ۵۰

سوره هود – آیه های ۵۱ تا ۱۲۳

منبع