و اما ذکر نمونه هایى که اهل بیت(علیهم السلام) در تفسیر به قول یا فعل پیامبر(صلى الله علیه وآله) مراجعه و استناد نموده اند.

۱) تبیین جزئیات احکام

در تفسیر عیاشى ذیل آیه (أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الاَْمْرِ مِنکُمْ[۱][۱]) آمده است: ابوبصیراز امام باقر(علیه السلام) پرسید: مردمان مى گویند: چرا نام على و اهل بیت(علیهم السلام)در قرآن یاد نشده;  چه چیزى مانع از این کار بوده است؟ امام باقر(علیه السلام) فرمود: به آن ها بگو خداوند در قرآن نماز بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) واجب ساخت، ولى نگفت سه رکعت بخوانند، یا چهار رکعت، تا این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى آن ها تفسیرکرد و نیز حج را دستور داد، اما نگفت هفت بار طواف کنید ـ تا این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى آنان تفسیرکرد، و نیز نازل کرد: (أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الاَْمْرِ مِنکُمْ)[۱][۲]، و این آیه درباره على(علیه السلام)و حسن و حسین(علیهما السلام) نازل شده است و پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر که من مولاى اویم، پس على مولاى اوست; و نیز فرمود: شما را به کتاب خدا و اهل بیت خود سفارش مى کنم. من از خدا خواسته ام که میان آن دو جدایى نیفکند، تا هنگامى که در کنار حوض بر من وارد شوند و خداوند این خواسته را به من عطا کرد و فرمود: به آنان چیزى آموزش ندهید، زیرا که ایشان داناتر از شما هستند، اهل بیت(علیهم السلام) هرگز شما را از مسیر هدایت دور نکرده و به گمراهى وارد نمى کنند. اگر پیامبر سکوت کرده بود و اهل بیت خود معرفى نکرده بود، آل عباس، آل عقیل و آل فلان ادعا مى کردند که اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) هستند لکن خداوند در کتاب خود فرمود: (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).[۱][۳]

پس على(علیه السلام)، حسن و حسین(علیهما السلام) و فاطمه(علیها السلام) تأویل این آیه اند و رسول خدا(صلى الله علیه وآله)دست على(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) و حسن و حسین(علیهما السلام) را گرفت و آنان را به خانه ام سلمه گردآورد و فرمود:

پروردگارا براى هر خانه اى ثقل و اهل بیتى است و ایشان ثقل و اهل بیت من هستند.[۱][۴]

۲) تفسیر واژه ها و تعیین مراد حقیقى آیات

امام باقر(علیه السلام) در پاسخ زراره و محمد بن مسلم در حکم نماز سفر مى فرماید: «خداوند فرموده است: (وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِى الاَْرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلَوةِ)[۱][۵]، (هنگامى که سفر مى کنید، به شما باکى نیست که نماز را کوتاه کنید). بر این اساس، قصر در نماز سفر مثل تمام خواندن در حضر واجب است. زراره و محمد بن مسلم مى گویند: ما عرض کردیم خداوند فرموده است (فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ) و نفرموده: «افعلوا» پس چگونه قصر واجب است، در سفر مثل تمام خواندن در غیر سفر؟ امام(علیه السلام) فرمود: آیا خدا نفرموده: (إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِن شَعَآلـِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا)[۱][۶]، (صفا و مروه از نشانه هاى خدا است، پس کسانى که حج یا عمره انجام مى دهند، مانعى نیست که بر آن دو طواف کنند; مگر نمى بینید که سعى بین صفا و مروه را واجب کرده است و خداوند از آن در کتابش یاد فرموده، و پیامبرش عمل کرده است. همین گونه است قصر در سفر، که پیامبر(صلى الله علیه وآله)بدان عمل کرده است و خداوند هم حکم آن را در قرآن مطرح کرده است».[۱][۷]

۳) تفسیر تعبیرات مبهم قرآن

محمد بن ابى نصر مى گوید: از ابى الحسن(علیه السلام) پرسیدم: مردى درباره سهمى از مال خود وصیت کرده است و نمى داند که «سهم چقدر است»، امام(علیه السلام) فرمود: سهام هشت قسمت است، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین تقسیم کرد; آن گاه این آیه را تلاوت نمود: (إِنَّمَا الصَّدَقَـتُ لِلْفُقَرَآءِ وَالْمَسَـکِینِ وَالْعَـمِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى الرِّقَابِ وَالْغَـرِمِینَ وَفِى سَبِیلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ)[۱][۸]، (زکات مخصوص فقراء و مساکین و کارکنانى است که براى (جمع آورى) آن زحمت مى کشند، و کسانى که براى جلب محبتشان اقدام مى شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه خدا، این یک فریضه (مهم) الهى است، و خداوند دانا و حکیم است). سپس فرمود: «سهم یکى از هشت است (یعنى یک هشتم)».[۱][۹]

موارد یاد شده تنها چند نمونه از بهره گیرى اهل بیت(علیهم السلام)از قول و فعل پیامبر(صلى الله علیه وآله) در تفسیر آیات است، که قطعاً به این موارد محدود نمى شود، اما نشان مى دهد که اهل بیت(علیهم السلام) در تفسیر خود از این منبع استفاده مى کرده اند.[۱][۱۰]


[۱][۱]). سوره نساء، آیه ۵۹٫

[۱][۲]). سوره نساء، آیه ۵۹٫

[۱][۳]). سوره احزاب، آیه ۳۳٫

[۱][۴]). قمى، ج ۱، ص ۳۳۹٫

[۱][۵]). سوره نساء، آیه ۱۰۱٫

[۱][۶]). سوره بقره، آیه ۱۵۸٫

[۱][۷]). بحرانى، سید هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، ( بیروت: مؤسسه الوفاء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ هـ ق)، ج ۱، ص ۴۱۰٫

[۱][۸]). سوره توبه، آیه ۶۰٫

[۱][۹]). بحرانى، ج ۲، ص ۱۳۶٫

[۱][۱۰]). بنگرى، عبدالله، روش و مبانى تفسیرى اهل بیت(علیهم السلام)،(پایان نامه تحصیلى کارشناسى ارشد)، قم: دانشکده اصول دین، ۱۳۸۰ هـ ش.